تبليغاتX
همه چیز و هیچ چیز


همه چیز و هیچ چیز





















همه مشکلات ما از اونجایی شروع شد که بعضی از آدما سر جای واقعی شون قرار نگرفتن!

این افراد ...آدمایی بودن که یا خودشون در مورد خودشون اشتباه می کردن...یا دیگران در موردشون اشتباه می کردن!

این افراد...آدمایی بودن که اونقدر ها که فکر می کردن بزرگ نبودن! برای همین بعد از مدتی خودشون رو گم کردن...عوض شدن...و توی دنیای ذهنی خودشون غرق شدن!

این افراد... آدمایی بودن که هیچ وقت فکر نکردن که شاید ...یه زمانی مرتکب اشتباهی شده بودن...اونا همیشه دیگران رو مقصر می دونستن!

این افراد ...بعد از یه مدت موقعیت خودشون رو مساوی با ارزش واقعی زندگی شون دیدن و برای حفظ اون حاضر شدن همه کاری بکنن...از له کردن آدمای اطرافشون گرفته تا حذف فیزیکی اونا!

خیلی جالبه که تعداد این آدما کم نیست...یکم که دقت کنی می بینی که همه جا هستن ... از اون محیط کوچک دانشکده گرفته تا جاهای خیلی خیلی بزرگ تر! تا اون جامعه ای  که هممون داریم توش زندگی می کنیم! 

نمی دونم که این جزئی از فرهنگ شده یا نه! نمی دونم که چقدر زمان لازمه که آدما بفهمن که دارن چی کار می کنن!

شاید همه چی برمیگرده به خودخواهی ما ها!...

نمی دونم...

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 14:7 توسط رکسانا| |


Design By : Night Skin