همه چیز و هیچ چیز
ولی وقتی که خوب فکر می کنی به این نتیجه می رسی که اینقدر موجود توانایی نیستی که بتونی همه چیز رو به خوبی کنترل کنی! توی پست قبلی به این اشاره کردم که ما اغلب فکر می کنیم که داریم درست ترین کار رو انجام می دیم...ولی غالبا نتیجه ای که می گیریم درسترین و کامل ترین نیست! چون ما ها کامل نیستیم! دائما در حال تحلیل کردن و قضاوت در مورد خودمون و دیگرانیم! و این تحلیل و قضاوت رو از درون دریچه ی ذهن خودمون انجام می دیم ...به عبارت دیگه جریانات رو از دید اول شخص بررسی می کنیم! در صورتی که اگر شرایطی برامون ایجاد بشه که بتونیم از دید شخص سوم یه مسائل نگاه کنیم متوجه می شیم که چه چیزایی رو موقع مرور کردن از قلم مینداختیم! ما اکثرا متوجه واکنش ها و عکس العمل های خودمون در شرایط مختلف نمی شیم...اما جزئی ترین واکنش یا رفتار طرف مقابل رو به خوبی به خاطر می سپریم!و بنا بر همین چیزایی که دریافت کردیم رفتار ها و عکس العمل های بعدیمون رو شکل می دیم! یا به عبارت دیگه اشتباهات بعدیمون رو شکل می دیم! و در نهایت اون چیزی که نصیبمون می شه ناراحتی و افسردگی و دلخوریه! دلخوری نه از دست خودمون...بلکه از دست طرف مقابل...از دست دیگران... ما معمولا زمانی به این فکر میفتیم که شاید اشتباهاتی هم مرتکب شده بودیم که دیگه کار از گار گذشته!و جالب اینجاست که باز هم سعی می کنیم خودمون رو تبرئه کنیم و رفتارامون رو توجیه کنیم!
| Design By : Night Skin |


