تبليغاتX
همه چیز و هیچ چیز -
 13 به در...جشن هم پيوستگی با طبيعت...

سيزده به در، جشن هم پيوستگی با طبيعت و نماياندن اين پيمان است.
جشن ِ به آب سپاری سبزه‌های نوروزی به آب روان، که نمايانگر ِ روان و همخوان شدن مردمان فرهنگ مند پشته ايران با آب و هوا و خاک و فروغ ِ جان بخش می باشد.
جشن پيوند و نو کردن پيمان ِ همه ساله با گل گياه و سبزه گره ‌زنی.

سيزده به در:
می گوييم نوشته ها و برجا مانده های ِ چندانی در دست نداريم که پيشينه سيزده به در را در دسترسِ مان بگذارد و شور بختانه اين درست است.
اما چرا در دست نداريم؟
زيرا آن چه را که داشتيم پاره پاره کردند و سوزاندند به جز از آن چه که در سينه ها و ياد ها سپرده شده بودند. سرودهايی بودند که مردمان آن ها را از بر داشتند (مانند سرودهای زرتشت) و يا اسکندر گجستک در هنگام يورش به ايران به پيشنهاد ِ استادش ارستو با خود به مقدونيه و يونان برده بود و يا در پژوهش های باستان شناسی به دست آمدند.

نحسی شماره ی سيزده :

نه شماره سيزده... نه هيچ شماره و آوايی در نزد مردمان پشته ايران بد و بدشگون و يا نحس نبوده است. اين نحسی چارشنبه ها و يا شماره سيزده پيش کشی است تازی و عربی که اميد است اندک اندک از ميان باورهای مردم ما ناپديد گردد.
آورده اند که در يونان کهن، يک بار رود نيل بيش از پيش خروشيد و خانه و آبادی يونانيان آن زمان را از ميان برد. يونانيان بنا بر باورهاشان دست به قربانی زدند و خون ِ چه چهارپايان و انسان هايی را که برای خوشنودی خدايان نريختند. اما رود همچنان می خروشيد و ويرانی به بار می آورد. گروه دانايان و گردانندگان گفتند که اينک بايد خدايی را قربانی کرد. در آن هنگام برای هر خدايی يک نمودی انسانی نيز بر می گزيدند. به همين نيز هنگامی که گفتند خدايی بايد قربانی شود، يعنی نمود آن خدا بايد قربانی شود. برای اينکه خدای قربانی شونده را برگزينند گفتند نخستين خدايی که به درون بيايد خدای قربانی شونده است. چنان شد که خدای سيزدهم نخستين کسی بود که پا به درون گذاشت و ...
پس از آن رويداد، هيچ کس ديگر نمايندگی خدای سيزدهم را نپذيرفت و شماره سيزده نيز در نزد يونانيان بد شگون و نحس بر شمرده شد. (دکتر ونديداد گلشنی).
برگزاری سيزده:

يکی دو روز به سيزده مانده، خانواده ها با ياری ِ يکديگر ناهار و خوراکی های روز سيزده را فراهم می آورند و پس از به آب سپردن سبزه هاشان که نمود پيوستن به طبيعت می باشد به جشن و شادی و بازی می پردازند.

پس از نيمروز و پس از خوردن کاهو و سکنجبين (سرکه انکبين سرکه انجبين) و يا شبدر و شنگ و گاه يونجه با سرکه!!، هم آوند های (ظرف های)، آش رشته پيش کشيده می شوند و مزه های خوش دهان هلا و بوهای نيکو هوا را پر می نمد.
بدين گونه 
جشن نوروز که دوازده روز به درازا می‌کشد. در سيزدهمين روز که خانواده‌ها گروه گروه به بيرون از شهر و ده می‌روند و در دشت و دمن به شادی و شادمانی و پايکوبی و دست‌افشانی می‌پردازند پايان می گيرد.
"
جشن پيوند و نو کردن پيمان ِ همه ساله با گل گياه و سبزه گره ‌زنی.

+ نوشته شده توسط رکسانا در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 2:21 |